پنج شنبه, 10 فروردين 1396
سایت خبری بندر دیر

نامي که سزاوار هر کسي نيست

جان نباشد جز خبر در آزمون/ هر که را افزون خبر، جانش فزون
(مولوي)

رضا معتمد: 

خبرنگاري را در شمار حرفه هاي سخت و زيان آور برشمرده اند. چرا؟ پاسخ را بي گمان نمي توان لابلاي اوصاف و ويژگي هاي نوعي طرز برداشت جديد از خبرنگاري (بويژه در کشور ما) جست. اين طرز برداشت، خبرنگار را فردي مي داند که پشت ميزي در خانه اش يا دفتر نشريه مي نشيند و خبر مي نويسد يا در يک کنفرانس مطبوعاتي اداري مي نشيند و گفته هاي راست و نيمه راست و ناراست فلان مدير را بازتاب مي دهد. يا به طمع کمتر توجهي و دريافت کمتر امتيازي، زبان به مداهنه و تحسين و تمجيد فلان مدير مي گشايد و چشمش به پاداش اندک  و توجه کم مايه اي است که از اين قلم زني و قلم فروشي حاصل مي شود.

در طرف مقابل و طرز تلقي واقعي، سختي و زيان آوري شغل خبرنگاري به دلايلي است که خطرخواهي و دردمندي از مهم ترين آنها است. از دردمندي آغاز مي کنم که پايه اساسي در انگيزش و روي آوري بدين پيشه است. دردمندي يعني همان حسي که خبرنگار را از نظر روحي و جسمي چنان در خود مي فشارد که گاه ممکن است به قطع رشته هاي حيات او بينجامد.

بسياري از ما ماجراي آن خبرنگار عکاس را شنيده ايم که سال ها پيش، از لحظه مرگ کودک گرسنه اتيوپيايي عکسي گرفت آن هم در حالي که لاشخوري در چند قدمي، انتظار مرگ او را مي کشيد. معروف است که آن خبرنگار عکاس نتوانست مدت زيادي پس از ديدن آن صحنه در اين جهان دوام آورد و به مرگي خودخواسته تن داد. دردمندي يعني درد و زجر و تنگنايي که خبرنگاران زيادي در سراسر جهان در دفاع از حقوق کارگران و زنان و کودکان و اقليت ها تحمل مي کنند و محروميت هايي که در اين راه بر خويش هموار مي سازند تا روزني هر چند کوچک بر واقعيت هاي جهان امروز بازکنند. کاري که به هيچ وجه خوشايند طبقه تبهکار و منفعت جو و قدرتمدار نيست و مجازاتي بس سخت و دردآور دارد:

گفت آن يار کزو گشت سر دار بلند
جرمش اين بود که اسرار هويدا مي کرد


در چنين حالي، گفتن از خطرخيزي و زيان آوري حرفه خبرنگاري، مي تواند توضيح يک نکته بديهي تلقي شود. کافي است تنها به آرشيو حوادث جهان در يکي دو سال اخير نگاهي دوباره انداخت و آمار شگفت آور کشته و مجروح شدن و به حبس و اسارت افتادن خبرنگاران را ملاحظه کرد به ويژه در منطقه پرآشوب خاورميانه که در سال هاي گذشته جنگ ها، آشوب ها و انقلاب ها و حوادث بسيار به خود ديده و شاهد ظهور پديده هاي دهشت آوري چون القاعده و طالبان و داعش بوده است.  اين گروه آخري که در وحشي گري و جنايتکاري از هر حد و مرزي گذشته است، در طول حيات پر وحشت و جنايتش چه بسيار خبرنگاران را نيز به عنوان يکي از اهداف خود به شمار آورده و پس از به گروگان گرفتن آنها، در جلو دوربين سربريده است و شگفت اين که ابزار رسانه و خبر نيز به همراه ديگر ابزار جنايتکاري، همواره در اختيار اين گروه جنايتکار قرار داشته است تا ثابت شود که هر قلم به دست يا دوربين به دستي شايسته نام خبرنگار نيست.

باري اين همه خطرخيزي و زيان آوري و دردمندي که در پيشه خبرنگاري وجود دارد، نوعي انحصار و محدوديت را بر اين حرفه تحميل مي کند تا ديگر نتوان عنوان خبرنگار را به هر کسي داد و آن را سزاوار هر کسي دانست که قلم به دست مي گيرد و چيزي به عنوان خبر مي نويسد و با استفاده از ابزارهاي نوين انتشار مي دهد.

از آن سو، همين ويژگي هاي برشمرده در کنار امکانات و فرصت هايي که رسانه هاي نوين به انسان هاي همه جوامع داده است، انحصار نام خبرنگار را از افرادي که صرفا در يک مجموعه خاص رسانه اي فعاليت مي کنند، مي گيرد و شامل حال همه افرادي مي کند که مي کوشند حتي به شکل انفرادي و مستقل با استفاده از ابزارهاي نوين، حقايق موجود را با شجاعت و بي باکي بازتاب دهند. همان کساني که امروز نام "خبرنگار شهروند" زيبنده آنها است.

در چنين وضعيتي ديگر عنوان خبرنگار عنواني بسيار فراگيرتر از گذشته است  و نامي است که سزاوار همه است و روز خبرنگاز نيز شامل طيفي وسيع از جامعه مي شود. يعني همه آنان که جاني به نام حقيقت جويي و حقيقت نگاري در جسمشان جاري است و حيات جامعه و روشني آن بسيار وابسته به اين جان هاي روشن است و اگر گروهي سزاوار مبارکباد به خاطر روز خبرنگار باشند، بي شک اين گروهند نه هر کسي که قلمي در دست دارد يا کيبوردي در پيش رو و چيزهايي مي نويسد که اگر خود درد بر درد نمي افزايد، درمان دردي نيز نيست.

منبع: پیام عسلویه

اضافه کردن نظر


اخبار نجیرم